محمد عبد الله عنان ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
319
تاريخ دولت اسلامى در اندلس ( فارسي )
و در تاريخ مغرب نقش مهمى بر عهده داشت و تا به امروز بسيارى از جلال و شكوه پيشين خود را حفظ كرده است . « 15 » يوسف بن تاشفين در اين هنگام به تقويت لشكر و نگهبانان خود پرداخت . دو هزار برده خريد و نيز به اندلس كس فرستاد و شمار بسيارى از عجمان و بندگان مسيحى را به خدمت آورد و از آنان فوجى بس نيرومند براى حراست و حفاظت دربار برگزيد . اين گروه از آن پس در چند جنگ مهم شركت جست و نام و آوازه يافت . يوسف بن تاشفين براى مخارج لشكرش بر يهوديان مالياتهاى گران مقرر نمود و از اين راه اموالى گزاف حاصل كرد . « 16 » يوسف هنوز بناى مراكش را به پايان نياورده و سپاه خود انتظام نداده بود كه عازم فتح شهر فاس پايتخت قديم مغرب و بزرگترين شهرهاى آن گرديد . سپاه مرابطون در اين هنگام سخت نيرومند شده بود . يوسف نيز آن را مجهز به تيراندازان نمود و به كوس و علم بياراست . گويند شمارشان به صد هزار تن مىرسيد و همه از قبايل صنهاجه و جزوله و زناته و مصامده بودند . در اواخر سال 454 ه يوسف براى فتح فاس به جنبش آمد . قبايل زواغه و لمايه و لواته و صدينه و مغيله و مديونه و غير آن با او روبرو شدند . نبردهايى سخت درگرفت و همهء آن قبايل منهزم شدند و به شهر صدينه پناه بردند . يوسف آنجا را بگشود و هزاران تن را به قتل رسانيد ؛ سپس به فاس بازگرديد و در قلعهء فازاز فرود آمد . فازاز دژهاى مقدم آن بود . آنگاه خود لشكر به فاس برد . فرمانرواى فاس معنصر المغراوى در آنجا بود . يوسف دژهاى فاس را يكى پس از ديگرى فتح كرد ؛ آنگاه در سال 455 ه آنجا را بگشود و از لمتونه عاملى بر آن گماشت . سپس به بلاد غماره راند و بسيارى از نواحى آن را تسخير كرد تا به نزديكى طنجه رسيد . در خلال اين احوال ، پسران معنصر المغراوى به فاس بازگرديدند ؛ شهر را گشودند و عامل يوسف را كشتند و خود در شهر مكان گرفتند . يوسف مجبور شد بار ديگر به شهر بازگردد . پس با سپاهى گران به فاس آمد و آنجا را محاصره كرد و به جنگ تسخير
--> ( 15 ) . در باب بناى مراكش رجوع كنيد به ابن ابى زرع : روض القرطاس ، ص 89 . ابن خلدون : العبر ، ج 6 / ص 184 . السلاوى : الاستقصاء ، ج 1 / ص 107 ، ياقوت الحموى در معجم البلدان تحت كلمهء مراكش . ( 16 ) . الحلل الموشيه ، ص 13 .